تبلیغات
گزیده ای از بهترین مطالب,عكس, داستان های جالب و خواندنی
 
گزیده ای از بهترین مطالب,عكس, داستان های جالب و خواندنی
دوشنبه 25 مرداد 1389 :: نویسنده : reza damavandi
قلمی از قلمدان قاضی افتاد.

شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید.

قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟


مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی!!!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید...


ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 8 مرداد 1389 :: نویسنده : reza damavandi
نقل می کنند که شخصی گنجشکی را در قفس کرده بود و به بازار آورد تا بفروشد. مردی آن گنجشک را خرید و به خانه آورد.
گنجشک به سخن در آمد و به او گفت: از کشتن من چه چیزی عایدت می شود...

ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 مرداد 1389 :: نویسنده : reza damavandi
اون چیه که اولش منم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 مرداد 1389 :: نویسنده : reza damavandi
پرسش : اگر یک خانوم مشغول رانندگی باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرو اش بریده و نمی گیرد چکار می کند ؟!
الف ) قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهی دیار باقی می شود
قاف ) سعی می کند یک ایستگاه اتوبوس پیدا کند و با زدن خودرو اش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد
ذال ) در همان حال با همسرش تماس می گیرد و از او کمک می خواهد
نون ) سفره ابوالفضل نذر می کند که زنده بماند


پرسش :
هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند ، این به چه معناست ؟!
الف ) یعنی می خواهد به سمت راست برود
قاف ) یعنی می خواهد شیشه سمت چپ خودرواش را پایین بیاورد
ذال ) یعنی می خواهد پشت فرمان موبایلش را درآورد و با همسرش تماس بگیرد
نون ) یعنی می خواسته برف پاک کن را بزند



ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 مرداد 1389 :: نویسنده : reza damavandi
روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند…

ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ببند دهنتو سرم رفت!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

 



ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 مرداد 1389 :: نویسنده : reza damavandi
شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند.

    نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست.

    بعد واتسون را بیدار کرد و گفت...

ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پیر مردی تنهایی در مینه سواتا زندگی می کرد ،

او می خواست مزرعه ی سیب زمینی اش را شخم بزند،اما این کار خیلی سخت بود،

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ...



ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 تیر 1389 :: نویسنده : reza damavandi
سوال از شما می‌پرسیم و شما باید به اتکای اطلاعات عمومی‌تان به آنها جواب دهید. البته طبق نتایج سایت مشاوره آندرسون، %90 افراد به هر چهار سوال غلط جواب می‌دهند. اما بچه‌های کوچک پیش از شروع سن مدرسه، معمولا جواب دو سه سوال را درست می‌گویند. همین نتیجه نشان می‌دهد که این تئوری که "هر چه کسی باهوش‌تر باشد،‌مغزش بیشتر شبیه یک بچه 4 ساله کار می‌کند"، درست است...

ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 تیر 1389 :: نویسنده : reza damavandi
روزی مردی خواب عجیبی دید.
دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند.


ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 تیر 1389 :: نویسنده : reza damavandi
مرد دیر وقت،خسته ازکار به خانه برگشت.
دم در پسر 5ساله اش را دید که در انتظار او بود:
سلام بابا!یک سوال از شما بپرسم؟
بله حتما چه سوالی
؟...

ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 تیر 1389 :: نویسنده : reza damavandi
زنی در مرغزار قدمزنی در مرغزار قدم میزد و به طبیعت می انیشید . او سپس به یک مزرعه کدو تنبل رسید . میزد و به طبیعت می انیشید . او سپس به یک مزرعه کدو تنبل رسید...

ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 تیر 1389 :: نویسنده : reza damavandi
روزی روزگاری سنگ شکن فقیری بود که زیرآفتاب و باران، روزگار را به خرد کردن سنگ های کنار جاده می گذرانید...

ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 تیر 1389 :: نویسنده : reza damavandi
روزی خورشید و باد با هم در حال گفتگو بودند و هر كدام نسبت به دیگری ابراز برتری میكرد، باد به خورشید می گفت كه من از تو قویتر هستم، خورشید هم ادعا میكرد كه او قدرتمندتر است. گفتند بیاییم امتحان كنیم، خب حالا چه طوری...


ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ادامه>>>


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : reza damavandi
نویسندگان
نظرسنجی
بچه ها!!!! نظزتون درباره ی وبلاگ من چیه؟(کلیک کن موس مصرف نمی شه)!!!











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام