تبلیغات
گزیده ای از بهترین مطالب,عكس, داستان های جالب و خواندنی

هفت سال گذشت :)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:دوشنبه 28 اسفند 1396-05:27 ب.ظ

سلام به دوستان همگی سلام

الان که در حال نوشتن هستم تقریبا هفت سال از نوشتن اخرین مطبی که گذاشتم میگذره البته هر چن وقت یه بار به داشبورد میرفتم و نگاهی به نظرات دوستان عزیز میگذاشتن میگردم

خیلی ممنون از دوستان خارجی که با پیاماشون منو خوشحال کردن :)))

ادزس اینستاگرامم رو میزارم دوستان منو فالو کنید از عکسای هنریمم لذت ببرید (rz.dmv)

(follow me on instagram (rz.dmv

یا حق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دخترک با هوش!

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:دوشنبه 11 مرداد 1389-03:09 ق.ظ

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.
معلم گفت:
از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا
با وجودى پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد...



ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان برنامه نویس و مهندس(بسیار جالب)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:جمعه 8 مرداد 1389-08:51 ب.ظ

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید...

ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخن محال را باور مکن!

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:جمعه 8 مرداد 1389-08:49 ب.ظ

نقل می کنند که شخصی گنجشکی را در قفس کرده بود و به بازار آورد تا بفروشد. مردی آن گنجشک را خرید و به خانه آورد.
گنجشک به سخن در آمد و به او گفت: از کشتن من چه چیزی عایدت می شود...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معمای بسیار سخت!!!

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:پنجشنبه 7 مرداد 1389-02:46 ق.ظ

اون چیه که اولش منم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رانندگی خانم ها!

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:سه شنبه 5 مرداد 1389-08:24 ب.ظ

پرسش : اگر یک خانوم مشغول رانندگی باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرو اش بریده و نمی گیرد چکار می کند ؟!
الف ) قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهی دیار باقی می شود
قاف ) سعی می کند یک ایستگاه اتوبوس پیدا کند و با زدن خودرو اش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد
ذال ) در همان حال با همسرش تماس می گیرد و از او کمک می خواهد
نون ) سفره ابوالفضل نذر می کند که زنده بماند


پرسش :
هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند ، این به چه معناست ؟!
الف ) یعنی می خواهد به سمت راست برود
قاف ) یعنی می خواهد شیشه سمت چپ خودرواش را پایین بیاورد
ذال ) یعنی می خواهد پشت فرمان موبایلش را درآورد و با همسرش تماس بگیرد
نون ) یعنی می خواسته برف پاک کن را بزند


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاجر و شاگردش (طنز)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:سه شنبه 5 مرداد 1389-06:12 ب.ظ

روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند…
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وراجی خانمها تنها به انسانها صدق نمیکند تماشا کنید!!!

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:جمعه 1 مرداد 1389-03:24 ب.ظ

ببند دهنتو سرم رفت!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

 


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حکایت شرلوک هلمز (طنز)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:جمعه 1 مرداد 1389-03:15 ب.ظ

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند.

    نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست.

    بعد واتسون را بیدار کرد و گفت...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تو می توانی ....من شک ندارم... (داستانی بسیار زیبا)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:پنجشنبه 31 تیر 1389-08:51 ب.ظ

پیر مردی تنهایی در مینه سواتا زندگی می کرد ،

او می خواست مزرعه ی سیب زمینی اش را شخم بزند،اما این کار خیلی سخت بود،

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ...


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سنجش هوش

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:پنجشنبه 31 تیر 1389-07:01 ب.ظ

سوال از شما می‌پرسیم و شما باید به اتکای اطلاعات عمومی‌تان به آنها جواب دهید. البته طبق نتایج سایت مشاوره آندرسون، %90 افراد به هر چهار سوال غلط جواب می‌دهند. اما بچه‌های کوچک پیش از شروع سن مدرسه، معمولا جواب دو سه سوال را درست می‌گویند. همین نتیجه نشان می‌دهد که این تئوری که "هر چه کسی باهوش‌تر باشد،‌مغزش بیشتر شبیه یک بچه 4 ساله کار می‌کند"، درست است...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فرشته ی بیکار

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:پنجشنبه 31 تیر 1389-06:39 ب.ظ

روزی مردی خواب عجیبی دید.
دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند.

ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستانی بسیار زیبا

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:پنجشنبه 31 تیر 1389-06:30 ب.ظ

مرد دیر وقت،خسته ازکار به خانه برگشت.
دم در پسر 5ساله اش را دید که در انتظار او بود:
سلام بابا!یک سوال از شما بپرسم؟
بله حتما چه سوالی
؟...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان بلوط و کدوتنبل

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:پنجشنبه 31 تیر 1389-12:06 ق.ظ

زنی در مرغزار قدمزنی در مرغزار قدم میزد و به طبیعت می انیشید . او سپس به یک مزرعه کدو تنبل رسید . میزد و به طبیعت می انیشید . او سپس به یک مزرعه کدو تنبل رسید...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قناعت (داستان کوتاه)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:چهارشنبه 30 تیر 1389-11:57 ب.ظ

روزی روزگاری سنگ شکن فقیری بود که زیرآفتاب و باران، روزگار را به خرد کردن سنگ های کنار جاده می گذرانید...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خورشید و باد

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:چهارشنبه 30 تیر 1389-11:47 ب.ظ

روزی خورشید و باد با هم در حال گفتگو بودند و هر كدام نسبت به دیگری ابراز برتری میكرد، باد به خورشید می گفت كه من از تو قویتر هستم، خورشید هم ادعا میكرد كه او قدرتمندتر است. گفتند بیاییم امتحان كنیم، خب حالا چه طوری...

ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6