تبلیغات
گزیده ای از بهترین مطالب,عكس, داستان های جالب و خواندنی

هفت سال گذشت :)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:دوشنبه 28 اسفند 1396-05:27 ب.ظ

سلام به دوستان همگی سلام

الان که در حال نوشتن هستم تقریبا هفت سال از نوشتن اخرین مطبی که گذاشتم میگذره البته هر چن وقت یه بار به داشبورد میرفتم و نگاهی به نظرات دوستان عزیز میگذاشتن میگردم

خیلی ممنون از دوستان خارجی که با پیاماشون منو خوشحال کردن :)))

ادزس اینستاگرامم رو میزارم دوستان منو فالو کنید از عکسای هنریمم لذت ببرید (rz.dmv)

(follow me on instagram (rz.dmv

یا حق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خوابگاه دختران و پسران در شب قبل از امتحان

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:چهارشنبه 30 تیر 1389-11:13 ب.ظ


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جوان شرمسار (داستان کوتاه)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:شنبه 26 تیر 1389-06:53 ب.ظ

روزی حضرت عیسی علیه‌السلام از صحرایی می‌گذشت. در راه، به عبادت‌گاه عابدی رسید و با او مشغول سخن گفتن شد...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زرنگترین پیر زن دنیا (داستان)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:جمعه 25 تیر 1389-05:25 ب.ظ


یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد ...

ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدا وجود دارد!!! (داستانی زیبا)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:دوشنبه 21 تیر 1389-06:18 ب.ظ

مردی به آرایشگاه رفت تا آرایشگر موهایش را کوتاه کند, آرایشگر که مشغول کار شد طبق عادت همیشگی با مشتری شروع به صحبت کرد. درباره موضوعات مختلفی تبادل نظر کردند تا موضوع گفتگو به «خدا» رسید...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ریسمان پاره (داستان)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:شنبه 19 تیر 1389-09:40 ب.ظ

مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود. ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش در گذر است. کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس، این طنابها برای چیست...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حکایت بهلول و اندرزی حکیمانه (لطیفه)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:شنبه 19 تیر 1389-08:43 ب.ظ

 

آورده‌اند كه شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او....


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان زیبای شیطان و نمازگذار

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:جمعه 18 تیر 1389-09:10 ب.ظ

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش كثیف شد. او بلند شد،

خودش را پاك كرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض كرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و

در همان نقطه مجدداً زمین خورد...

ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سفره ی خالی (شعر بسیار زیبا)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:جمعه 18 تیر 1389-08:50 ب.ظ


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هرگز زود قضاوت نکن (داستان کوتاه)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:جمعه 18 تیر 1389-08:42 ب.ظ

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که

 مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد...
ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روش های جدید خودکشی (+عکس)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:پنجشنبه 17 تیر 1389-03:50 ب.ظ



ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اینارو ببینی یاد چی میفتی؟ (یادگار روز های قدیم)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:چهارشنبه 16 تیر 1389-08:56 ب.ظ


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکس های سر درد آور #جالب#

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:چهارشنبه 16 تیر 1389-08:47 ب.ظ


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نصایح لقمان حکیم به پسرش (حتما بخونید)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:چهارشنبه 16 تیر 1389-08:39 ب.ظ


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هنر از نوع لبه ی خیابان (+عكس)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:چهارشنبه 16 تیر 1389-02:01 ب.ظ


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نمونه ای از چت ایرانی (بخونی از خنده می میری)

نویسنده :reza damavandi
تاریخ:چهارشنبه 16 تیر 1389-01:42 ب.ظ


ادامه>>>


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :6
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6