تبلیغات
گزیده ای از بهترین مطالب,عكس, داستان های جالب و خواندنی - داستان بلوط و کدوتنبل
 
گزیده ای از بهترین مطالب,عكس, داستان های جالب و خواندنی
پنجشنبه 31 تیر 1389 :: نویسنده : reza damavandi
زنی در مرغزار قدمزنی در مرغزار قدم میزد و به طبیعت می انیشید . او سپس به یک مزرعه کدو تنبل رسید . میزد و به طبیعت می انیشید . او سپس به یک مزرعه کدو تنبل رسید... در گوشه ای از مزرعه یک درخت با شکوه بلوط قد برافشته بود .
زن زیر درخت نشست و در این اندیشه فرو رفت که چرا طبیعت بلوط های کوچک را بر روی شاخه های بزرگ قرار داده و کدو تنبل های بزرگ را بر روی بوته های کوچک . با خود گفت : خدا با این خلقتش دسته گل به آب داده است ! او باید طلوط های کوچک را بر روی بوته های کوچک قرار می داد و کدو تنبل های بزرگ را بر روی شاخه های بزرگ . سپس زیر درخت بلوط دراز کشید تا چرتی بزند دقایقی بعد یک بلوط روی دماغ او افتاد و از خواب بیدارش کرد .
او همان طور که دماغش را می مالید خندید و فکر کرد : شاید حق با خدا باشد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 خرداد 1396 08:13 ق.ظ
Hi! I've been following your website for a long time now and
finally got the bravery to go ahead and give you a shout out from
Humble Texas! Just wanted to tell you keep up the excellent work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : reza damavandi
نویسندگان
نظرسنجی
بچه ها!!!! نظزتون درباره ی وبلاگ من چیه؟(کلیک کن موس مصرف نمی شه)!!!











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام